خداحافظ مشهد عزیز خداییش مشهد برای عید نیست! خیلیییییی شلوغ بود اصلا نچسبید یه زیارتم نشد برم ولی در کل خوب بود دیگه این که در ادامه ی پروژه ی پس انداز کردنم ظهر داشتم فکر میکردم که چرا ماه های اول اینقدر ول خرجی کردم که امروز رفتم با این سنم اسلایم خریدم😂 به مامی میگم کاش منو میکشیدید میبردید ولی نمیذاشتیم اینقدر بابتش پول بدم ولی مامی گفت تو الان دلت اینو میخواد ، بعدا هزار تا هم ازش بهت بدن دیگه خوشحالت نمیکنه ، خرج کردن برای چیزی که باعث میشه زندگیت
ادامه مطلب
این چنننندددمییییننن باره که مینویسم و پاک میشه😐 چرا چرا چرا چرا؟ یکی توضیح بده چرا تا وقتی نت دارم حتی مگس تو دایرکتم پر نمیزنه ولی سه ثانیه بعد از پیام شما 80 درصد....... کلی پیام سلام خوبی کلی رفیق قدیمی کلی پست و استوری و کلی چیزای باحال برام میفرستن و کلی ادمای باحال میان؟😐 باگ خلقت عجبیب داره جولان میده ____ عمه زنگ زد و مارو فردا شب به صرف شام به افتخار حضور هانی و عاطفه به رستوران مورد علاقه ی من دعوت کرد و خانواده رد کرد😐 چرا؟ چون باید بریم
ادامه مطلب
اقا ما وارد خونه ی مادر بزرگ شدیم و دیدیم شوهر خاله هام خیلی مظلومانه یه گوشه به سختی خوابیدن😂 خاله ها هم مظلومانه تر تو یه اتاق دیگه خوابن نمیدونم چرا وقتی توی این جمعم هیچ موضوعی برای صحبت کردن ندارم ، و خیلی سخته.... حالا ما تو این سختی غرق بودیم یهو مامی یه خاطره از آنی تعریف کرد تو جمع و علاوه بر سختی به غم نیز مبتلا گشتم تنها چیزی که میتونه یکم برام جالب باشه اینه که حداقل دایی کوچیکه رو بعد از شش یا هفت سال میبینم که الان رفته بالا خوابیده:-\ چقدر
ادامه مطلب
سودی که امروز به طبیعت رسوندم این بود که پوست های میوه رو بجای این که بریزم دور زیر درخت دفن کردم:) و من ، زندگی را در رطوبت خاک زیر درخت پرتقال یافتم! و صد حیف ، که بشر با پیشرفت تکنولوژی گورستان ذوقش را ساخت:)💔 خب ادامش....😂 ولی جدی کاش به اینجا نمیرسیدیم و زندگی سنتی رو حفظ میکردیم بگذریم... و بعدشم موقع برگشت حدس بزنید کیو دیدم؟ گربه جاااننن😭😍 یه گربه ی به شدتتتت لوووس و عاشق بازی کردن و ناااززز و سفیید و همون لحظه مامی اومد و منو پرت کرد خونه و
ادامه مطلب
از دیروز که اومدیم کلا خوابم😂 بععععددددد 4 هزار متر باغه اونوقت پدر و مادر عزیز ساعت 8صبح اومدن بالا سر من دارن صبحونه میخورن و حرف میزنن😐 از اونور دایی رفته یکیو اوورده که شاخه های اضافه رو بزنه باز اونم دقیقا از درختای پشت پنجره ی اتاقی که من توش خواب بودم شروع کرد اره کردن هیزم تر فروختم بهتون؟😂😂 ولی خب منم قدددررتتمندانهههه به خواب ادامه دادم😎 بعد به ددی گفتم به اون آقاهه گفت دوتا چوبم واسه من برید😭😍 میخوام روشو نقاشی کنممممم پیشاپیشم خودم رزرو
ادامه مطلب
از این شب بیداری استفاده کنم و یه مروری بر این مدت کنم😂 اول این که اقا ما تو این هفته فقط شنبه رو رفتیم مدرسه با این که تعطیلمون نکردن ولی کل بچه های کلاس صلاح دیدیم که نریم😂 دوم این که میدونید چیشده؟! هانی پسرعمم که پنج ساله ندیدمش از کانادا برگشته:) چقددددررررررر برای دیدنش ذوووققق دارممممم😭😭😭 قربونتتتت بشممم پسرههههه واااییی ببین عمم چقدر خوشحال شده از چهار روز پیش که برگشته مثل مته رفتم رو مخ خانواده که بریم ببینیمششش من پنج ساله پسر عممو
ادامه مطلب
به قول شکیلا همکلاسیه دوران راهنماییم: حالم یه حال نجاستیه😭😂 از ساعت 8 تا 12 شب (4 ساعت) منهای استراحت هام یعنی سه ساعت از عمرم رو گذاشتم و برای امتحان زبان فردام خوندم اونم نه سرسریا! هشت صفحه که بیشترش عکس و شکل بودو من اینجوووورییییی خوندممممم ساعت 12:5 رفتم تو گروهمون و دیدم معلمه گفته فقط املای کلماته و من کل این چهار ساعتو داشتم نمونه سوالاشو تمرین میکردم:-)))))))) خدایاااااا زمانم به هدر نرفتا ولی اگر میدونستم فقط املاعه وقت کمتریو صرف زبان میکردم
ادامه مطلب
امروز اخرین روز مدرسه از سال 1402 بود:) ارزشیابی امسال باشه برای خرداد ماه فقط در همین حد بگم که به شدت از خودم ممنونم که عالی پیش رفتم😂❤️ تنها خبری که دارم اینه که کت یقه انگلیسیم تموم شد😍 ولی میخوام جواهردوزی کنم بعد عکسشو بذارم و این بار تصمیمم به شدتتتتت جدیهههههه😐😂 فردا صبح هم میریم شمال و تا وقتی که جریان هوای تازه عطر طبیعت صدای دریا و سبزی جنگل رو توی بند به بند روحم حس نکردم نمیخوام برگردم:) وقت زندگی کردنه
ادامه مطلب